اپوزیسیون ایرانی و میدانی آماده پس از ١٣ آبان



اردلان فرجی
افق های امید رژیم جمهوری اسلامی با وجود تمامی بحران های بنیادی و بدون راه حل، هر روز بیش از بیش مه آلود و تاریک تر می شود، اعتراضات دی ماه سال گذشته که در بیش از 80 تا 90 شهر و منطقه مختلف ایران برگزار شد، جنبش های عدالت خواهی مردم ایران و مبارزات مردمی علیه رژیم جمهوری اسلامی را وارد دوره ای نوین کرد. خارج از مضمون وسیع خواسته های معترضین و مردم ناراضی ایران، اما بطور کلی هدف این اعتراضات مجموعه سیستم و نظام جمهوری اسلامی بود كه‌ در قریب به 40 سال گذشته پس از برسرکار آمدن رژیم جمهوری اسلامی این اعتراضات بزرگترین، وسیع ترین و گسترده ترین ازجهت وسعت و تعداد شرکت کنندگان و رنگارنگی و متنوع بودن شرکت کنندگان از لحاظ طبقات و اقشار مختلف جامعه بود. با درنظرگرفتن اینکه بیشترین میزان شرکت کنندگان را قشر فقیر، کارگران و کم درآمدین ایران تشکیل می دادنند و از جهت خواست و شعار و مطالباتشان رادیکال ترین بودند، اما این اعتراضات با کشتار، دستگیری و شکنجه و وحشت و خفقان تا بحال متوقف شده است. بی شک میل و حرکت بسوی آزادی و بهره مندی ازیک زندگی شایسته انسانی، خواسته ای نیست، که بتوان آن را با شکنجه کردن، قتل عام و کشتار متوقف کرد، در نهایت این خواسته مسیر تاریخی خود را طی خواهد نمود. با گذشت نزدیک به یک سال از آن حوادث، مردم ایران و جنبش اعتراضی مردمی علیه رژیم جمهوری اسلامی و بویژه احزاب، جریانات و رهبران این جنبش در آستانه آزمون بزرگ دیگری قرار دارند.
دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایلات متحده آمریکا که قرار بود، روز١٢ ماه مه‌ی تصمیم کشورش را در باره برجام اعلام کند، چهار روز قبل از آن و در ٨ مه‌ی ٢٠١٨ میلادی این کار را انجام داد، روشن بود، که بخشی از آن بخاطر تأثیرگذاری برانتخابات مجلس عراق بود، که روز ١٢ مه‌ی برگزار می شد و ترس از تاثیرگذاشتن نفوذ ایران در این انتخابات همانند انتخابات لبنان و اینکه نتیجه انتخابات در راستای منافع ایران باشد، اما در اصل و بویژه هنگامی که در زمان بندی و دوره ضرب العجل برای بازگرداندن یا اعمال تحریم های اقتصادی، دریک دوره ٩٠ و ١٨٠ روزه ای، آشکار بود، که اهداف دیگری را نیز به دنبال داشته است، به این معنا که با اعلام پیش وقت تصمیم آمریکا درباره برجام به مدت چهار روز، بگونه ای عمل کند، که شروع دور دوم تحریم ها بر علیه ایران دقیقاً روز ٤ نوامبر یا ١٣ آبان دوباره شروع شود. روز ١٣ آبان مصادف بود با سالروز حمله سازماندهی شده‌ دانشجویان پیرو خمینی به سفارت آمریکا در سال ١٣٥٨ خورشیدی و به گروگان گرفتن ٤٤٤ روزه دیپلمات های آمریکایی در تهران و این بار پیام کاملا واضح بود، انتقام گرفتن.
مایک پمپئو وزیرامورخارجه آمریکا روز ١٥ اکتبر در مقاله‌ی با روزنامه فارین آیرفریز در باره وضعیت حقوق بشر در ایران، یک شرط دیگر بر ١٢ شرط پیشین آمریکا درخصوص رضایت آمریکا برای گفتگوکردن با سران جمهوری اسلامی اضافه کرد و آن هم رعایت استانداردهای حقوق بشر و حقوق مردم ایران از طرف رژیم جمهوری اسلامی بود.
بدون شک در این مدت از راهای گوناگون و با میانجی گری طرف سوم و چهارم و ...، آمریکا و ایران در گفتگو و جدل برسر شرط های آمریکا برای ایران بوده و می باشند، براساس  گفته ها، ایران و آمریکا در کشور عمان نشست هایی را برگزار کرده اند، اضافه کردن و سنگین تر کردن شروط برای ایران، از نشانه های ناموفق بودن تلاش های ایران بوده، بویژه هنگامی که پمپئو در مطلبی اینگونه بیان می کند: پرزیدنت ترامپ گفته است که تنها وقتی تحریم ها علیه ایران شدیدتر می شوند، که جمهوری اسلامی براساس استانداردهای کشور ایالت متحده آمریکا و هم پیمانانش و همچنین بگونه ای که مردم ایران انتظار داردند، رفتار نکند و براساس این معیاراست که واشنگتن خواستار تغییر بنیادین و چشم گیر در حوزه حقوق بشر از سوی تهران می باشد.
با گذر زمان آمریکا تلاش هایش را برای اعمال فشارهای حداکثری و وضع تحریم های اقتصادی علیه ایران بیشتر می کند، جان بولتن به کشورهای روسیه، ارمنستان و دیگر کشورهای شمال ایران سفر می کند، سفرهای برایان هوک به اروپا برای اقناع و راضی کردن آنها ادامه دارد، ابتدا با آرامی و در نهایت با تهدید به اینکه دیگر بر حمایت از ایران و توافقی مرده ادامه ندهند، ستیفن منوچین سخنانی همسو و به مراتب سختگیرانه تر از بولتن و پمپئو و برایان هوک ارائه می دهد، در حالیکه تعدادی از اروپائیان او را میانه روتر از دیگران می دانستند و امیدی به‌ وی بسته‌اند.
روز چهارم آبان ماه، دونالد ترامپ در مراسم بزرگداشت قربانیان انفجار پایگاه نیروهای آمریکایی در بیروت، که در آن ٤٢١ تن جان خود را از دست دادند، بار دیگر اعلام کرد، که ایران حامی اصلی تروریسم در جهان است، هدف اصلی ترامپ این بود، اگرچه حزب الله این انفجار را انجام داده، اما با حمایت و آموزش های رژیم ایران بوده است و با اشاره به ١٣ آبان و دور دوم تحریم های اقتصادی علیه ایران از در راه بودن تحریم های دیگری نیز سخن گفت.
اما چرا ترامپ از وجود تحریم های دیگری غیراز موارد اشاره شده در دور دوم تحریم ها سخن به میان می آورد؟
جیمز ریکاردز نویسنده کتاب "راهی برای از میان بردن " در سمینار مرکز ( اچ ماتریس ) تحت عنوان جنگ پول ایران می گوید "همگان آگاهند، که درزمینه رویارویی نظامی هیچ کشوری توانایی مقابله با آمریکا را ندارد، اما رویه ای که هم اکنون آمریکا در مقابل ایران و حتی  تمامی دنیا در پیش گرفته  و در آن نیز موفق بوده است، جنگ سایبری یا به عبارتی دیگر جنگ اقتصادی، جنگ نرم و جنگ روانی می باشد".
در ارتباط بااعمال و اجرای تحریم های، شنبه ١٣ آبان و فردای پس از آن تاریخ، تأثیر روحی بزرگی بر مردم، بازار و بطور کلی تمام جامعه ایران گذاشته است، ترس و نگرانی شدیدی در دل مردم ایران نهاده و از مردم ایران گرفته تا دولت و حتی کشورها و شرکت های تجاری که با ایران در ارتباط هستند، به اندازه‌ای که مسئولین ایرانی و کشورهای باقی مانده در توافق نامه برجام در انتظار رسیدن ١٣ آبان و روزهای پس از آن تاریخ بسر می برند، روحانی در سخنرانی خود گفت: که آمریکا درصدد سرنگونی "براندازی" نظام جمهوری اسلامی می باشد و تحریماتی که آمریکا از آن سخن می گوید، که گویا در آبان ماه علیه ایران اعمال خواهند شد، هم اکنون شروع شده است و از این نیز بیشتر نخواهد شد، به این معنا که بار روحی و روانی تحریم ها از خود تحریم ها بیشتربر مردم تأثیر گذاشته است، مردم به مراکز خرید هجوم برده و مایحتاج روزانه خود را با چندین برابر نیاز خریداری می کردند، با هدف آنکه در روزهای سخت، قحطی و آشوب توانایی ادامه ی زندگی را داشته باشند، این تأثیر روانی بسیار بزرگی بر وضعیت اقتصادی ایران گذاشته است.
ترامپ برای ادامه این تأثیرات روانی و قطع نشدن این نگرانی ها بر مردم و دولت ایران برای فردای پس از ١٣ آبان، از اعمال تحریمات بزرگتری به منظور استمرار این وضعیت متظلل سخن می گوید، تا جنگ فرسایشی روانی را طولانی تر کند، که در نهایت به زانو درآمدن ایران را به دنبال داشته باشد.
در چنین وضعیتی نقش و تأثیرگذاری جنبش های اجتماعی مردم ایران در مبارزه برای تحقق حقوق پایمال شده یشان چیست؟
در تاریخ ٣٩ ساله گذشته، این اولین بار است، که انتظارات و خواسته های غرب و بویژه آمریکا  با انتظارات وخواسته های بیشتر مردم ایران و بویژه مردم کردستان ایران همراه و همسو بوده است، اولین بار در تاریخ آمریکاست، که از سوی مقام های بلند پایه ی این کشور از رئیس جمهوری گرفته تا وزیر امور خارجه و مشاور ویژه امنیت ملی آمریکا آشکارا در حمایت از مردم ایران سخن به میان می آورند و دیوار بزرگی میان نظام رژیم جمهوری اسلامی و مردم ایران می کشند، این شاید در ابتدا بگونه ای خود را نشان دهد، که دولت ایران با این بهانه مردم ناراضی و فعالان سیاسی و مدنی و مبارزین توده‌ای را به اتهام  آمریکایی بودن و دست نشانده دشمن بودن، تحت فشار قرار داده، برخوردها و سرکوب های شدیدتری در پیش بگیرد، اما سرانجام این حمایت های آشکار آمریکا از مردم ایران و خواسته های برحقشان در مقابل رژیم خونخوار اسلامی، به آنها انرژی عظیمی می بخشد.
در واقع هنگامی گروه یا کشوری هدف حمله یا جنگ قرار می گیرد، آن گروه یا کشور متحدتر خواهد شد و شاید در مورد جمهوری اسلامی نیز تا حدودی صدق کند و همسویی تقریبی در میان آنها بوجود آمده باشد، به این معنا که شاید "سرنوشت تلخ " سرنوشت همگی باشد، اما به علت آنکه، چنین رژیمی برحق بودن و مشروعیت عمومی در میان مردم کشورش را از دست داده است، جناح بندی آشکارتری میان مردم و قدرت بوجود آمده و با وجود سرنوشت قابل پیش بینی، که مقابله و جبهه گیری علیه این رژیم برای هر فردی گران تمام شود، اما ریزش های داخلی و درون صفوف وابسته به رژیم تداوم داشته و گاهاً نیزبه رودرویی، بازداشت و شکنجه کردن و در نهایت به ترور و کشتن ختم خواهد شد و از سوی دیگر خیزش و اعتراضات مردمی از میان گروهای صنفی و صنعتی با گذشت زمان بیشتر می شود. اعتصاب گسترده معلمین و کامیونداران و نارضایتی کشاورزان و مال باختگان، بازنشستگان، دانشجویان، زنان و بیکاران و دیگر اقشار، اشاره‌ای مهم به بحران های کمرشکن و بدون راه حل در جمهوری اسلامی می باشد، فراموش نکنیم، براساس آمارها، ترک و قطع رابطه شرکت های بزرگ با ایران موجب بیکاری صدها تن از فارغ تحصیلان دانشگاهی شده‌ و خواهد شد.
اروپا نیز از اختلاف میان ایران و آمریکا از یک سوی درپی ایفای نقشی نزدیک به دوران جنگ جهانی اول از خود در مقابل آمریکا بوده و یا اینگونه نشان دهد، که غلام حلقه به گوش آمریکا نیست، اما تلاش ها و بویژه باقی ماندن ایران در توافق نامه برجام و مقابله با تحریم های علیه ایران با ساز و کار ویژه نیز نتیجه ای نخواهد داشت، اول آنکه اکنون دوره پیش از جنگ جهانی اول نبوده و دوم آنکه، آمریکا و اروپا سالیانه ٦٠٨ میلیارد دلار داد و ستد تجاری باهم دارند، در حالیکه رابطه تجاری اروپا با ایران سالیانه فقط ١٤ میلیارد دلار است، آمریکا قادر است، تنها با وضع تعرفه گمرگی بر کالاهای اروپایی ١٤ میلیارد دلار سود حاصل از تجارت اروپا با ایران را به زیان تبدیل کند، که اگر براساس منطق معامله‌ و هرم سود هم باشد، اروپا چنین کاری را با آمریکا نخواهد کرد، علاوه برآن اتحادیه اروپا در میان اعضای خود نیز درخصوص موضع گیری بر سر مسأله اختلافات ایران وآمریکا از وحدت و همسویی متزلزلی برخوردار است، خروج بریتانیا ازاتحادیه اروپا، پایان دوران آنگلا مرکل، از سوی دیگرنیز نه کشورهای اروپای شرقی طاقت و توانایی رویارویی با آمریکا را دارند و با درک از هدف آمریکا، آن را برخلاف ادعای گلوبالیستی میدانند، که شاید در این بازی به قربانی رویارویی دو اقتصاد بزرگ چین و آمریکا تبدیل شوند و ازجهت لوژستیکی نیز نباید خود را به سوخت این جنگ در جهت منافع طرف مقابل آمریکا تبدیل کنند، از سوی دیگر آنگونه که خامنه یی خود نیز می گوید، خوش بینی ایران نسبت به اروپا چیزی جز اتلاف وقت نیست و از سوی دیگر این شائبه نیز وجود دارد كه‌ شاید در این میان اروپا رول پلیس خوب را بازی می کند، چرا که موشک های بالستیکی دوربرد ایران، قبل از آمریکا و منافع وی، پایتخت های اروپایی را تهدید می کند.
 تغییرات بزرگی در ایران و منطقه در شرف وقوع است، این تغییرات چه چیزی برای       "کرد" و بویژه "کردها در کردستان ایران" و جنبش آن به دنبال خواهد داشت؟ قطع یقین این موضوع به میزان " اتحاد کردها"  بستگی دارد، شاید بزرگترین شانس جمهوری اسلامی باوجود تمامی بحران هایی که در دام آن گیر کرده اما سقوط نکرده است، این باشد که بدیل یا آلترناتیوی قوی برایش وجود ندارد و این به همان اندازه نیز بزرگترین نقطه ضعف اپوزیسیون می باشد.
با در نظرگرفتن اینکه آمریکا دراین جدال با ایران تا چه اندازه پیش می رود، اما با اجرای دور دوم تحریم ها در ١٣ آبان، وظیفه اپوزیسیون برانداز و طرفداران نابودی رژیم جمهوری اسلامی به مراتب سنگین تر خواهد شد، با در نظر گرفتن تجربه و تاریخچه تحریم های قبلی، علیه کشورهایی از جمله عراق پس از سال ١٩٩١ و کوبای دوران جنگ سرد، یک رژیم می تواند، پس از مدتی خود را با وضعیت جدید -هرچند ناخواسته و سخت هم باشد- تطبیق و به حاکمیت خود ادامه دهد، برای جمهوری اسلامی هم می تواند به همین منوال باشد، اگر در فاصله زمانی چند ماهه پس از اعمال تحریم های نفتی و بانکی فرصت تقویت و خود بازسازی داشته باشد، می تواند، بر طول عمر حاکمیت خود بیفزاید، به همین دلیل در نهایت این مردم ایران هستند، که می توانند ریشه این رژیم را با بکارگیری این فرصت تاریخی (که برای اولین بار است، خواست جهانی و منطقه ای همسو است، با خواسته های مردم و اپوزیسیون خواستارا نابودی رژیم جمهوری اسلامی) از بن قطع کنند.
        
 


 
 

 

245 ‌بار دیده شده‌‌‌‌

AM:10:19:13/11/2018


پربیننده ترین ها