بازگشت سروری برای آمریکا؟ کورد باید آنجا با برندە باشد!

 

 

اردلان فرجی

دور از جنون تحلیل و تفسیر رئیس جمهور شدن ترامپ کە مثل یک ویروس همە جهان را درنوردیدە است، از دیدگاە و منظر منافع ملی بە رخدادی این چنین مهمی در ایالات متحدە آمریکا (کشوری کە همە دنیا را بە زیستگاە خود می داند) نگاهی دقیقتر را مفید می دانم.

دونالد ترامپ بە عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا برای مدت چهار سال آتی انتخاب شد. از قریب بە شش ماه قبل از انتخابات و بە دنبال مطرح شدن شخصی بە اسم "ترامپ" کە بە کسی خارج از سیستم سیاسی آمریکا از هر دو حزب اصلی جمهوری خواهان و دمکراتها شناختە می شد کە دو موضوع را مطرح کردە بود کە عبارت بودند از: "تسلط و سیطرە گروه ذینفع بر سیستم سیاسی آمریکا و افزایش نابرابری علیە طبقە کارگران قدیمی فقیر"  برای بعضی از ناظران سیاسی و از جملە نویسندە موفقیتش در انتخابات دور از انتظار نبود.

اما در برابر این تحلیل ابررسانەهای صمعی و بصری و بسیاری از کارشناسان جهان شانس بسیار کمتری را برای ترامپ در انتخابات قائل بودند. اما چگونە ترامپ بە مقام ریاست جمهوری آمریکا رسید؟ آمارها نشان می دهند کە مردان سفیدپوست صاحب درآمد بالای ٥٠ هزار دولار در سال و از شهرهای کوچک کم جمعیت و روستاها کە نسبت بە وضعیت اقتصادی خود در آیندە مطمئن نبودند بە ترامپ رای دادند. تقریبا جمعیت فراموش شدەای کە در انتخابات قبلی آمریکا کمترین میزان مشارکت را داشتەاند. این در برابر حجمە وسیعی از تبلیغات دمکراتها بود (حتی خانوادە اوباما نیز در کمپین هیلاری شرکت داشتند) کە علیە ترامپ انجام می دادند. دربارە تبلیغات نیز نکتە قابل اشارە این است کە ترامپ در برابر استفادە کلینتون از تلویزیون و روزنامەها در کمپین انتخاباتی خود بیشتر بە سوسیال میدیا و فضای مجازی و شبکەهای اجتماعی اهتمام داد و سرانجام نیز این ترفند گرفت و ترامپ برندە شد.

شخصیت و چگونگی کمپین ترامپ

ترامپ از خارج گود و بدون رضایت حزب مطبوعش بە کاندید جمهوریخواهان برای تصاحب پست ریاست جمهوری برگزیدە شد. (بدین معنا کە سابقەای در سیستم سیاسی آمریکا را نداشت)، ضد جان مکین ژنرال باسابقە و نامدار آمریکای هم حزب خود برآمد، با روزنامەنگاران و از جملە گویندە محبوب فاکس نیوز مگین کلی در افتاد، دربارە زنان بارها و بارها در مورد وی سخن بە میان آمد و حتی وی را "ضد زن" خواندند، بیسواد سیاسی، پوپولیست و بسیاری القاب دیگر بە عنوان نقطە ضعفهای ترامپ برشمردە شدند و بر اساس همین اتهامات آمارهای مراکز نظر سنجی تاکید بر عدم محبوبیت وی می ورزیدند و مدام اینگونە نشان می دادند کە هیلاری کلینتون پیشتاز این رقابت و محبوبتر است، اما شخصیت قدرتمند ترامپ برای آمریکاییها بسی از این ادعاها قویتر بود کە با این بادها بلرزد.

سوای این نکتەها شیوە و متد کمپین ترامپ شگفت انگیز بود. بدین معنا کە ترامپ برعکس تمام نظریات کارشناسان این عرصە عمل کرد. ترامپ طبق آمارها ٣٠ تا ١٠٠ میلیون دولار برای کمپینش هزینە کرد در برابر هیلاری کلینتون بیش از ٢٥٠ میلیون دولار هزینە کردە بود. ترامپ جسورانە بە ایالتهای سفر کرد کە بە نظر کارشناسان عموما حیات خلوت دمکراتها بودند و سرانجام رای آنان را بدست آورد. ترامپ بە سنت گذشتە نیامد طرفداران خود را برای گدایی رای بە جلو در مردم بفرستد بلکە با برپایی میتینگهای وسیع و پرجوش و خروش این هدف را میسر کرد. درست بر عکس رقیب انتخاباتیش. برای مثال کلینتون چون از ایالتهای چون میشیگان و ویسکانسین مطمئن بود حتی یک بار هم بدآنها سر نزد ولی در آخر این سپاس ترامپ برای این دو ایالت بود کە مهر موفقیت بر کارکرد انتخاباتی وی نهاد.

کمپین دمکراتها

عامل دیگر کە بر موفقیت ترامپ تاثیر بسزای داشت رقیبش بود. بە باور من هر کس دیگری غیر از کلینتون رقیب انتخابات ترامپ می بود شانس بیشتری برای موفقیت داشت. نقاط ضعف کلینتون از نقاط قوت ترامپ بیشتر بودند. کلینتون برای مدت ٣٠ سال _بە ویژە این ٨ سال اخیر_ جلو چشم مردم آمریکا بود. دیگر کلینتون تکراری و تا حدی لوث شدە بود. کلینتون فراز و فرودهای بسیاری داشت، روزی بە مانند یک زن کلاسیکی از خیانت همسر خود (بیل) چشم پوشی می کرد و روز دیگر بەعنوان یک زن جسور پیشگام سعی در شکستن تابوها داشت. مشارکت اوباما نیز در کمپین انتخاباتی کلینتون کار وی را سخت کرد. اوباما _رو بە طرفداران خود_ گفت: "اگر حتی هیلاری را نیز نمیخواهید بەخاطر من بە وی رای بدهید." این بدان معنا بود کە اوباما بە مدت حداقل برای چهار سال دیگر در کاخ سفید خواهند ماند و این برای بسیاری از مردم آمریکا خوشایند نبود. سیاست یک بام و دوهوایی کلینتونها هم را مزید بر علت کنید، آنگاە کە کە بیل کلینتون از اوباماکر (پروژە خدمات بیمەای اوباما) انتقاد کرد_البتە بە ضعم خود برای راضی کردن آندستە از طرفداران ناراضی خود_. علاوە بر تمام اینها فاش شدن سر پاکشدن ٣٣هزار ایمیل از ایمیل شخصی کلینتون و آن ضربە کاری کە جیمز کومی رئیس اف بی آی با نوشتن آن نامە مشهور برای نمایندەگان کنگرە، هیلاری را ضربە فنی کرد.

جمهوری اسلامی و ترامپ

برخلاف اظهار نظرهای مسئولین بالای جمهوری اسلامی از خامنەای و روحانی و ظریف گرفتە تا شمعخانی و مطهری و .... کە در تلاشند این گونە بنمایانند کە از موفقیت ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نگران نیستند و گمان نمی برند کە خطری ایران را تهدید می کند، درست بر عکس ایران و تهران بە (بضعم آنان) بە مخاطرە می افتد. بر این باور نیز نیستم کە رئیس جمهور آمریکا قدرت آنچنانی نداشتە باشد (عدەای بر این باور هستند کە رئیس جمهور آمریکا تنها ١٠٪ قدرت آمریکا را در اختیار دارد)، حداقل تجربە ١٦ سالە اخیر و ریاست جمهوری جورج بوش و باراک اوباما و نشان دادن دو رویکرد کاملا متفاوت از این دو رئیس جمهور دلیلی بر صحت این ادعای نگارندە هستند.

جمهوری اسلامی کە پشتش زیر تحریمهای اقتصادی خم شدە بود و بەزانو در آمد و راضی بە برگشت بە پای میز مذاکرەها شد، با برجام اوباما سرپا شد و حداقل روی ورقە باجهای بزرگی از آمریکا گرفت. ترامپ کە در کمپین انتخاباتی خود چندین بار "برجام" را بە یکی از بدترین توافقنامەهای تاریخ وصف کردە بود و حتی سخن از لغو این توافقنامە راندە است. البتە باید تا اعلام رسمی سیاست ترامپ در برابر جمهوری اسلامی منتظر ماند. ترامپ بیزینسمن و ملیاردی مشهور است، می گویند سازش با یک تاجر و بازرگان آسان است اما من معتقدم کە ماە عسل ایران و آمریکا بزودی بسر خواهد آمد.

جناح توندرو جمهوری اسلامی و سپاە پاسداران از این کە نقطە قوت روحانی و تیمش کە همان "برجام" را (بەپاشنە آشیل تبدیل کردە) بە چالش کشیدە است خوشحالند. بدین معنی کە تنها دستاوردی کە روحانی بدان می نازد را از کار می اندازد و بە عبارتی همە ریسهایش را پنبە می کند و می توانند در انتخابات آتی ریاست جمهوری در ایران علیە روحانی و طیفش از آن استفادە کنند. اما بیم آن دارند کە موضع آمریکا در رابطە با وقایع سوریە و لبنان چە خواهد بود و در مسلە اسرائیل و فلسطین کجا خواهد ایستاد. آنچە کە در مدت هشت سال گذشتە دیدیم اوبامای بی جربزە در برابر ایرانی زیادەخواە و جنگ افروز کە برای سلام و علیکی و بە گفتە خود "برای عادی سازی روابط بعداز قریب بە چهل سال" عامدانە و بسیار بیشرمانە بە تظاهرات برحق چند میلیونی مردم تهران در جریان جنبش سبز پشت کرد. جمهوری اسلامی دیکتاتور و توتالیتار در داخل کە تمام منطقە را دچار بحران کردە و باج بزرگ از آمریکا گرفتە در مقابل نیز ترامپی کە سر کار خواهد آمد سیاستهای خارجی اوباما را "فاجعە" و توافقنامە اتمی با ایران را بدترین توافقنامە تاریخ وصف کردە است بسیار متفاوت است. اینها همە نشانەهای هستند بر روابطی نادوستانە تهران و واشینگتون در آیندە.

کورد ایران (روژهلات) و ترامپ

اکنون و در این وضعیت آشفتە کە کدام از پارچەهای کردستان بە مسائل و موضوعات ویژە خود در رابطە با کشورهای کە بدانها چسپانیدە شدەاند، هستند، این تنها کورد ایران (روژهلات) است کە عامدانە و مغرضانە مسلە و قضیەاش بە حاشیە راندە شدە، حمایت نمی شود و حتی بخش قابل توجهی از فعالین و مردمان این بخش از کردستان بە سوخت منازعات داخلی و بیرونی و سیاهی لشکر بخشهای دیگر کردستان تبدیل شدەاند. اگرچە عمیقا بە حمایت کردستانها از همدیگر معتقدم _کە روژهلات در این بارە کم از خود مایە نگذاشتە است_ و در این مقطع هر کدام از بخشهای کردستان بە اندازە کافی نیرو برای حل منازعات و موقعیت خود را دارا هستند، روا نیست و اشتباە است این نیروها دانستە یا ندانستە بە سوی بخشهای دیگر کردستان سرازیر شوند. بر کسی پوشیدە نیست کە جمهوری اسلامی ایران دیر زمانیست در تلاش برای کانالیزە کردن حس ملی کردها و میل انقلابی کوردها ایران بە خارج از مرزهای خود می باشد و در این سالهای اخیر این نقشە را جدیتر دنبال کردە است. تحت عناوین گوناگون و با بسی نقشەهای شوم سعی در انکار هویت کوردهای ایران داشتە است، اما نکتە حائز اهمیت و مایە امید، توافق و ائتلاف بخش وسیعی از احزاب و جریانات و شخصیتهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کردستان حول سیاست "روژهلات محوری"ست. با اعتقاد بە روژهلات محوری کە احزاب و جریانات و شخصیتهای کردستان ایران با هوشیاری و آگاهی بر منافع کردستان ایران می توان از وضعیتهای منطقەای و جهانی استفادە کرد.

 رئیس جمهور شدن ترامپ در آمریکا یا هر اتفاق دیگری کە در جهان یا منطقە رخ می دهد، لازم است از منظر منافع روژهلات (کردستان ایران) نگریستە شود. چارلی چاپلین سخنی دارد کە می گوید: "هیچ کس بە اندازە خود شخص در عدم موفقیتهایش مقصر نیست" و این برای کوردهای ایران نیز صادق است. بحث در مورد وضعیت یک دهە و حتی ١٥ سال گذشتە جهان و منطقە و خود فضای داخلی بین احزاب و اتفاقات فی ما بین آنها از طاقت این مقالە برون است، اما فاکتور خارجی بسیار قویتر و تاثیراتش بسی گرانتر بر وضعیتی بودە است کە احزاب و جنبش کردستان در آن گرفتار شدەاند و باید یادآور شد کە موقعیت کنونی بە خواست و ارادە کوردهای روژهلات (ایران) نبودە است. اکنون لازم است احزاب و جریانات سیاسی کردستان ایران (روژهلات) با تفاهم و توافق بیشتر در مقابل وضعیت کنونی روژهلات و با آگاهی بر مسئولیت تاریخی کە بر دوششان سنگینی می کند از فرصتهای پیش آمدە نهایت استفادە را ببرند. مبرهن است کە نسیم تغیرات چنان نبودە کە مبارزە در روژهلات بە چشم بیاید و همە دنیا بدان پی ببرد و از مطالبات برحق و انسانی آن دفاع کند، اما اگر این نسیم جهتی دیگر بگیرد و کورە مبارزە را گر بخشد آیا کورد روژهلات می بایستی برای آن دم آمادە باشد یا خیر؟

آنچنان کە از مشاورین و کاندیدهای ترامپ برای تشکیل کابینە و بە ویژە پستها و وزارتخانەهای حساس بر می آید، امیدی بە عادی شدن روابط ایران و آمریکا وجود ندارد. عادی شدن منظورم وانهادن ایران برای سرکوب و خفقان و نقض حقوق بشر در داخل ایران و سکوت غرب در اینبارە است. براین باور نیستم کە کورد تمام تخم مرغهایش را در سبد ترامپ بگذارد و یا خوشخیالی کند، اما بایستی در تلاش برای استفادە بهینە از فرصتهای ممکنە برای جذب و جلب حمایت جهانی و منطقەای از قضیە و مسلە برحق و مشروع خود باشند.

آنچە بە داد روژهلات (کوردهای کردستان ایران) و جنبش آن می رسد، اتحاد بیشتر میان احزاب و جریانات سیاسی آن است. برخلاف سطح اعلام شدە در رسانەها، نیروهای کردستان ایران آن اندازە از هم دور و در مقابل همدیگر نیستند، اما وضعیت و مرحلە نوین کنونی می طلبد کە بیش از این باهمدیگر همراە و متحد باشند. ایجاد جبهە کردستانی یا پلاتفرمی مشترک حداقلی، همپیمانی یا هر ساختار دیگری کە نمایندە خواست و ارادە مردم روژهلات باشد با هر اسم و عنوانی بە دور از نبش قبر گذشتەها دو تاثیر عمدە بە سود جنبشش را داراست: اول برای مردم کردستان ایران و بخصوص تودەهای وسیع حامیان و طرفداران احزاب سیاسی در داخل کشور الهام و انرژی بخش است، برای توانبخشی بە جنبشهای اجتماعی، برای رسانەها و نیروی پیشمرگ و ... سودمند است. دوم برای جذب و جلب حمایت بین المللی برای مسلە کورد در کردستان ایران. تشکیل هیئت مشترک جنبش روژهلات در دیدار و ملاقاتهای بین المللی سنگ و وزن کورد روژهلات را پیش دوست و دشمن دوچندان می کند.

نتیجە انتخابات آمریکا هر چە کە می بود، ترامپ یا حتی هیلاری کلینتون برندە می شد وظیفە کورد و بە ویژەتر کورد ایران نمی بایستی ضدیت با این یا آن کاندید این حزب یا آن حزب آمریکای باشد. سال ٢٠٠٣ برای اولین بار در تاریخ کورد با هوشیاری در باشور (کردستان عراق) با طرف برندە صاحب منافع مشترک شد. یا بهتر بگویم کردستان باشور منافع خود را با منافع غرب و آمریکا همسو کرد و دستاورد بزرگ و تاریخی نیز بدنبال داشت. اکنون و در آیندە نیز کورد و کورد ایران میبایستی آگاە باشد کە صاحب منافع ویژە خود می باشد کە می شود همسو و هم جهت با این کشور یا آن کشور باشد. افق احقاق و جلب حمایت و پشیبانی برای جنبش کردستان ایران روشن و گوش شنوای بیشتری برای مطالبات و خواستەهای این جنبش وجود خواهد داشت، بر فعالین سیاسی و مدنی و بیشتر از همە احزاب و جریانات سیاسی کردستان لازم است وقایع و اتفاقات کنونی را بە درستی بررسی کردە و برنامە و راهکار مناسب و درخور را برای استفادە درست و صحیح از این وضعیت داشتە باشند.

 

* اصل مقالە بە زبان کوردی نوشتە شدە است.


2679 ‌بار دیده شده‌‌‌‌

PM:07:38:13/12/2016


پربیننده ترین ها